تبليغاتX
نیلوفر عشق

نیلوفر عشق

این وبلاگ رو تقدیم می کنم به تمام اونهایی که درون قلبهای کوچیکشون آرزوهای بزرگ دارن خوش آمدی عزیزم

این وبلاگ ف ی ل ط ر شده

از این به بعد به خدای عشق سر بزنین

+ نوشته شده در  86/04/14ساعت 6:45  توسط یکنفر شایدم دو نفر   | 

فقط به خاطر تو

به نام خدا

من مینا هصتم

ثلام ارز می کنم

من اینجا حالم خوب است شما آنجا حالتان چطور است؟

ملالی هم نیست جز دوری شمااااااااااا

دیدم من هرچی به شما می گم یه فکری بکنین تو وبلاگ تنوع بشه

از هیشکی خبری نمیشه

منم نشستم فک کردم دیدم بهترین رااااااااه اینه که یه مدت نیام که بشه تنوع

خدایییییی به شماها هم می گن دوست؟؟؟؟؟

شد یه باز نظر بدین بگین چکارش کنم که خوبتر بشه؟؟؟؟؟

باباااا خوووووب یه کم انتقاااااد یه کم ایده

انتقادااااااااا نه اینکه غر غر کنیناااااااا

یه سوال؟

آدم وقتی عاشق می شه از کجا می فهمه ؟؟؟

یعنی چی تو وجود خودش حس می کنه که می گه من عاشق شدم ؟

 نکته: صفحه نظرات هیچ وبلاگی غیر از بلاگفا واسم باز نمی شه

 

 

به خاطر چشمان زیبای تو بود

که چشمانم، جسارت دیدن چشم کسی را نداشت

به خاطر روی زیبای تو بود

که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند

به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود

که دست هیچ کس را در هم نفشردم

به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود

که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم

به خاطر دل پاک تو بود

که پاکی باران را درک نکردم

به خاطر عشق بی ریای تو بود

که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم

به خاطر صدای دلنشین تو بود

که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست

و به خاطر خود تو بود

که خودم را فراموش کردم

ودر دریای عشقت غوطه ور ساختم

اری به خاطر تو ای نازنین

فقط به خاطر تو

 

+ نوشته شده در  86/03/18ساعت 6:38  توسط یکنفر شایدم دو نفر   | 

( معلم کوچولو روزت مبارک )!!!!!!

من اوووووومدم

بر پاااااااااااا

سلاااااااااااااام من خووووووووبم شما خوبیییییین؟؟؟

روز معلمو به همه معلمای خوووووب و دوست داشتنیمون تبریک می گم

من چکاره بودم؟؟؟

قبلا گفت بودم معلمون نفرینم کرد که من چکاره بشم؟

یه راهنمایی دیگه:

کی چون شمعی فروزان است؟؟

ااااااااااا خب مثل اینکه من معلممااااااااا خب بابا یکی بگه معلم

روزت مبارک مثل اون موقع های خودم جک و جوات تبریک نگیناااااااا

که جز اینکه یه کادو می خریدیییییم یه برگه هم بر میداشتم

پر از گل منگل می کشیدم اون وسطم یه شمع می کشیدم

دورشم پروانه بعد محض پاچه خواری می نوشتیم

معلم عزیزم دوستت دارم

یکی روز معلم این کارو می کردم یکی پایین برگه امتجانی که

خیلی مشکل بود این کارو می کردم بلکه معلمه دلش به رحم بیاد

این اولین سالیه که من روز معلم بودن رو تجربه می کنم

الان 10 ماهی می شه که من تدریس می کنم دیروز با هر تبریکی

که تو آموزشگاه بهم می گفتن

کلیییییی ذوق مرگ می شدم ( چه عقده ای!!!!)

من همیشه واسه تولدم از یک ماه قبل شیپور می گیرم دستمو

آماده باش کادو می دم  اما اینبار با اینکه هیچیییییییی نگفتم

مامانو بابا منو خجالت دادنو یه کادوی خوشگل با یک دسته گل

بهم هدیه دادن که روی کادو نوشته بودن

( معلم کوچولو روزت مبارک )!!!!!!

 

 

 اي كه مي پرسي نشان عشق چيست

عشق چيزي جز ظهور مهر نيست

عشق يعني مهر بي چون و چرا

عشق يعني كوشش بي ادعا

عشق يعني مهر بي اما اگر

عشق يعني رفتن با پاي سر

عشق يعني دل تپيدن بهر دوست

عشق يعني جان من قربان اوست

عشق يعني خواندن از چشمان او

حرفهاي دل بدون گفتگو

عشق يعني عاشق بي زحمتي

عشق يعني بوسه بي شهوتي

عشق ، يار مهربان زندگي

بادبان و نردبان زندگي

عشق يعني دشت گلكاري شده

در كويري چشمه اي جاري شده

يك شقايق در ميان دشت خار

باور امكان با يك گل بهار

در خزاني برگريز و زرد و سخت

عشق تاب آخرين برگ درخت

عشق يعني روح را آراستن

بي شمار افتادن و برخاستن

عشق يعني زشتي زيبا شده

عشق يعني گنگي گويا شده

عشق يعني مهرباني در عمل

خلق كيفيت به زنبور عسل

عشق يعني گل به جاي خار باش

پل به جاي اينهمه ديوار باش

عشق يعني يك نگاه آشنا

ديدن افتادگان زير پا

عشق يعني تنگ بي ماهي شده

عشق يعني ماهي راهي شده

عشق يعني آهويي آرام و رام

عشق صيادي بدون تير و دام

عشق يعني برگ روي ساقه ها

عشق يعني گل به روي شاخه ها

عشق يعني از بديها اجتناب

بردن پروانه از لاي كتاب

  

+ نوشته شده در  86/02/12ساعت 9:47  توسط یکنفر شایدم دو نفر   | 

خدايا قلبم را از تمام کينه ها پاک کن

خداجونم به من توفق این رو بده که لا اقل یک روز بنده مخلص تو باشم

 چون می دونم که حتی همینشم سخته

خدايا سينه ام را چنان بگشاي که درد هاي تمام عالم را در آن جاي دهم

حتي درد محکوم شدن به گناه هاي ناکرده ام را

خدايا مي دانم که نادانم به ذره اي از علم بيکرانت دانايم کن

بارالها زبانم در ستايش تو قاصر است به من زباني عطا کن تا گوشه اي

اندک از رحمت بيکرانت را سپاس گويم

خداوندا راه گم کرده ام ، هدايتم کن

خدايا قلبم را از تمام کينه ها پاک کن که غير از تو کسي

بر اين کار قادر نيست

خداوندا به من صبري ده که بر سيلي دشمنان بخندم

و با خنجرهاي دوستان به رقص آيم

خدايا شرکم را به يکتاييت ، ضعفم را به قدرتت، جهلم را به علمت،

حماقتم را به حکمتت، گناهانم را به رحمتت، عصيانم را به عزتت،

تيرگي دلم را به نورت، بي حرمتي هايم را به قداستت،

تنگ دستي و بخلم را به کرمت و ناسپاسي ام را به لطفت ببخش

خدايا به خير و شر خود آگاه نيستم به علمت و به رحمتت هر آنچه

خير من در آن است بر من فرو فرست و هر آنچه شري براي من

در آن است از من دور گردان

خدايا به من يقيني ده که جز تو در هستي هيچ چيز نبينم

خدايا به من دلي ده که جز مهر تو در آن هيچ مهري را راه نباشد

خدايا به من قلبي ده که دوست داشته باشم هر آنچه آفريده توست

خدايا به من زباني ده که جز بر حمد تو گويا نگردد

خدايا هر آنچه دارم از آن توست پس آنچه خير من است بر زبانم جاري کن

تا از تو تمنايش کنم که خود بسيار نادانم

خدايا خواسته هايم بسيارند ولي هيچ چيز در قبال آنها ندارم

 پس تو از مخزن بي انتهاي کرمت آنها را به من عطا کن

خداوندا با تمام آنچه تو به من عطا کردي مي خوانمت

پس دعايم را اجابت فرما.......

 

 

 

+ نوشته شده در  86/02/03ساعت 19:15  توسط یکنفر شایدم دو نفر   | 

بهترین بهترینم!

چه تلخ است آخر این داستان امشب

 

غروری خسته ما را می کند نامهربان امشب
 
 همین یک عشق ساده راز پیوند بزرگی بود
 
چه شد این پل فرو پاشید از هم ناگهان امشب؟
 
 تو وقتی نیستی من هر کجا باشم دلم تنگ است
 
چه فرقی می کند بی تو زمین و آسمان امشب؟
 
من و یک روح سرگردان و اقیانوسی از غربت کجایم می کشد
 
این کشتی بی بادبان امشب؟
 
مپرس از لرزش دست و دلم که کوه اگر باشد
 
کمر خم می کند در زیر این بار گران امشب
 
چه می گویی که فردا عاشقت را ترک خواهی کرد
 
من از دلواپسی جان می سپارم بی گمان امشب
 
تو از من،من هم از دنیا... وداعی سخت دلگیر است
 
 گل من تا سحر،در پیش این عاشق بمان امشب
 

 

خوب نازنین من! نام تو مرا  همیشه مست می کند

بهتر از شراب... بهتر از تمام شعر های ناب

نام تو٬ اگر چه بهترین سرود زندگیست

من تو را به خلوت خدایی خیال خود

بهترین بهترین خود خطاب می کنم

 

+ نوشته شده در  86/01/26ساعت 13:47  توسط یکنفر شایدم دو نفر   | 

سااااااااال نو مبارک

می تونم سلام کنم؟ خب باشه پس اول تو سلام کن

سال نوتوووووون مبارک بااااااشه

خوبین شما آیاااااااا؟؟؟ 

دههههههههه تو بزار اول من بگم چی شده بعد فوش بده

خب می خوای من اول ساکت باشم شما هر چی می خواین پرت

کنین سمتم هر چیم می خواین بگین بدشم من این کارو می کنم

خوبه اینطوووری؟

خدااااااایییییییی فکر کردین چی شده که مینای خوش قول نیومده؟

من روز قبل از سال تحویل یعنی همون فردای یکشنبه که می شه همون

دوشنبه خودمون یهو امام رضا طلبیدمو  ساعت 12 به ما خبر دادن

2.30که حرکت داریم

منم متنمو آماده کرده بودم اما دیگه انصاف داشته باشین منه برق گرفته

تو اون لحظه چکار می تونم بکنم آخه؟؟؟؟

سال تحویلم که امسال حرم امام رضا بودم دلتون آب کلی خوش گذشت

کلیم دعاتوووووووون کردم

بدنشم تا اومدییییییییم یهوو رفتیم تهراااان بدم به دلیل یه سری اتفاقای

خووووب نتونستم بیام .

به خدا این سری دیگه سعی خودم رو کردم که بیام اما نشد خب

چشمم کردن یادتونه من چقدر زود زود آپ می کردم هفته ای سه روز

وای ببخشید می دونم خیلی دیر اومدم

روزی که اومدم نظرامو بخونم اصلا روم نمی شد بازش کنم

اصلانشم اینسری مثل هر دفعه قووول نمی دم که خوووب بشم

زوود بیام شاید اثرش ( با همین ث می نویسن؟ ) بیشتر باشه

سال نو هم که اومده با کلی چیزای تر و تازه

واسه من که سال 85 در کل سال بدی نبووود

خیلییییییییییی تجربه های تلخ و شیرینی کسب کردم

یکسااااااال پیر تر شدیما مگه نوچ؟

انشاا... این سالی که اومده واسه همههههههههه سال خوبی باشه

و همه لحظات زندگیتووووون همونی باشه که خودتون می خواین

به همه آرزوهای قشنگ دلتووووووون برسین

سال پر خیر و برکتی باشه واستووووون

و از ته دلتوووووون شاد باشین شاده شاده شاااااااااد

عیدی های خوب خوب بگیرین بیارینش با مینا نِصفش کنین هم

خدا خوشش میاد هم بندش

به اسم تو رسیدم قلمم به گریه افتاد

به تو از تو می نویسم ای همیشه در یاد

ای همیشه از تو زنده لحظه های رفته بر باد

وقتی که بن بست غربت سایه سار نفسم بود

زیر رگبار مصیبت بی کسی تنها کسم بود

وقتی از آزار پائیز برگهای بام گریه کردن

قاصد چشم تو آمد مژده ی روئیدن آورد

به تو از تو می نویسم ای همیشگی ترین عشق

ای که می سوزم سراپا تا ابد در حسرت تو

به تو نامه می نویسم نامه ای نوشته بر باد

+ نوشته شده در  86/01/17ساعت 7:42  توسط یکنفر شایدم دو نفر   | 

سمم به سمت برو تا برم

سلااااااااااااام علیییییییییییکم

خووووووووووبتریییییییین؟

آهاااااااااااای اوووون کفشاتو در بیااار بعد بیا تو وبم تازه وب تکونی کردم

قبل از هر چیز نکته آموزنده یادوری کنم:

۱- نه آخه تو خجالت نمی کشی صبح تا شب می شینی پای اینترنت؟

۲- میگن چایو فوت نکن دی اکسیده کربن میره تو چایی مریض میشین

اووووووه اووه یه چییییییی شنیدم تازگیاااااااا داغ داااااااااغ

یه بنده خدایی داشت تعریف می کرد می گفت:

مردم شهر (؟؟!!) وقتی دختراشون شوهر گیرشووون نمی یااااد

وقتی یه دختره بدبخت بیچاره ایییییییییی سر سفره عقد نشسته

دخترایی که موندن رو دست ننه باباشون می رن پشت سر عروس

وای می ستن موقع خوندن عقد یه لگد آرووووووم می زنن به

عروووس می گن سمم به سمت برو تا برم

منم تااااااااا اینوووووووو شنیدم گفتم اولا که می رم می چسبم به

دیوااااااار موقع خوندن خطبه

دومنم اگه همه دخترا شانس عروس بخت برگشته یهوووو هوا

شوهر کردن زد به سرشون اگه یهووو با هم لگد بزنن که عروووسه

شوووووووت می شه وسط خیابوووووون که

بعد یه چی دیگه به خداااااااااا به پیییییییر به پیغمبر من وقت نمی کنم

بیشتر از این بهتون سر بزنم  اما از این به بعد با خودم تصمیم

گرفتم هی کی اومد نظر داد گفت آپ کردم همون موقع که می خونم

زودی برم نظر بدم واسش

تازشم اینکه همه گله کردین چرا در مورد مطلبامون نظر ندادی بگم که من

این سری واسه همه یه متن رو کپی کردم و نظر دادم

چون وقتم خیلی کم بود اما قول می دم بار آخرم باشه

حالا دیگه اینطورنگاه نکن منو چشات چپ می شه ها از من گفتن بود

چرا این بلاگفای تنبل یه کاری نمی کنه مثل پرشین بلاگ کلی شکلک

خوشگل داشته باشه که حرکت کنه هاااااااان

آخه چرا منه بی عقل تو این بلاگفای .... وبلاگ ساختم

خب می دونم حوصلمو ندارین فکر کنم خودم برم محترمانه تره

 

عکس

سلام عزيز مهربون

اجازه هست بشم فدات...؟

اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خندهات...؟

شب كه مياد يواش يواش با چشمك ستاره هاش اجازه هست از

آسمون ستاره كش برم برات..؟

اجازه هست بياي پيشم يه كم بگم دوست دارم؟

تو هم بگي دوسم داري بارون بشم دل ببارم بريم تو باغ اطلسي

بي رنج و درد بي كسي بهت بگم اجازه هست گل روي موهات بذارم

اجازه هست خيال كنم تا آخرش مال مني..؟ خيال كنم دل منو با

رفتنت نمي شكني اجازه هست خيال كنم بازم مياي مي بينمت؟

+ نوشته شده در  85/12/15ساعت 22:41  توسط یکنفر شایدم دو نفر   | 

پایان غیبت صغری

یه خبر خووووووووووووش مینااااااا اووووووووومد

اووووووو چیه حالاااااا خب اعتماد به نفسم اومده بوووود پایین

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام من اومدممممممممم

من که خووووووووبم شما هم که انشاا... خوبییییییییین

والاااااا مامانیم گفته دیگه فضولی نکن

وااااا جواب سلامت کوووو؟

دههههههه چرا بد نگااااااااه می کنی؟؟؟؟

اووون دمپایی چیه تو دستت بزار زمین زشته این کارا

هر چیییی من هیچی نمی گم اینا هم هیچی نمی گن

یه لحظه بزاریه نفسه بزرگه بزرگ بکشممممممممممم

مااااااااااا بالاخره رنگ کاری خونموووووووون تمام شد

اووووووه اووووووه چه خاکییییییی گرفته اینجاروووووو

حتماااااااا من باید بیااااااام اینجاروووو گردگیری کنم؟ دههههههه

یکیییییییییییی نمی خواااااااد یه خسته نباشی به من بگههه

انداره تراکتوووووووور کار کردم باباااااااااا

تازشم هنووووووز کلی کار داریییییییم آخه داریم خونمون رو میتکونیم

شما خونتونووووووووو تکوندین تمااااااام شده؟؟؟؟؟؟؟؟

نه آخه تو خجالت نمی کشی صبح تا شب نشستی پا این کامپیوتر

این مامانهههههههههه بیچارههههههه داره کار می کنه

پاشوووووو عوض این کارا یه دستمااال بردار شیشه هارو پاک کن

آخ که این برف وبارونا داره یه حال اساسی به مامانای خونه میده

این مدت دلم کلی واسه وبلاگمو همسایه های وبلاگم تنگیده بود

ببخشید که نتونستم این مدت جواب محبت هاتون رو بدم امیدوارم

بتونم جبران کنم

وای همیشه وقتی آخر سال می شه من دلهره میفته تو دلم

و همیشه از خدا می خوام که این روزهای آخر سال واسه همه به

خوبی و خوشی بگذره تا سال جدید رو با شادی شروع کنیم

راستی موضوع ایندفعه این باشه که برنامتون واسه نوروز امسال چیه؟

این مامانه من هی می گه فضولی نکن اما نمی شه که تازشم

این که فضولی نیست کنجکاویه مگه نه؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

تو کی هستی كه عشق تو هنوز در قلب من ادامه داره

تو کی هستی که یک لحظه هم نمی تونم فراموشت کنم

تو کی هستی که اگر یک روز از من دور بشی

این عشق توئه که با مهرباني به من زندگي مي ده

کاش میشد برای مدتها پيشم باشی

چقدر آن ساعت ها برایم شیرین میشد

کاش میشد برای مدتها کنارم باشی

باعث مي شدي زندگیم را فراموش كنم

اصلا تو خودِ زندگی هستی! بدون تو زندگی نمی کنم

نمی خواهم از من دور بشی

لحظه ها را مي شمارم اگر از پيشم بري با دوري ات مرا ديوانه مي كني

خيلي وقت است که فکرم را به خودت مشغول کرده ای

خيلي وقت هم هست كه چشم من خواب نداره

با مهربانيِ تمامِ وجودم ، تو را ملاقات مي كنم

با مهربانی! تو شیرین ترین عشقی

 

+ نوشته شده در  85/12/11ساعت 8:51  توسط یکنفر شایدم دو نفر   | 

بای تا های

سلاااااااااااام دوستای گلم

امیدواااااارم حال همگیتون خوووب باشه

همچنین عزاداریهاتون هم قبووووووول باشه

اومدم بگم که وبلاگم تا یک ماه تعطیله

شرمنده که نمی تونم حتی بهتون سر بزنم

دلم واسه همتووووون تنگ می شه

البته یه خوبیم داره هااااااااااا

یکم مغزتووووووون استراحت می کنه

امااااا یه بدیم داره هاااااا

متن خوشکلامووووووو تا یه مدت نمی خونییییین

مراقب خودتون باشییییییین

امیدوااااارم هییییچ وقت غم تو دلتوووون نباشه

آرزومند طلوع شادیها و غروب غمهاتون (مینا)

 

+ نوشته شده در  85/11/11ساعت 20:2  توسط یکنفر شایدم دو نفر  

خاطره های کربلا

 الـــــــــــــسلام علـــــــــــــیک یا ابا عبدالله الحســــــــــین

دلم غریبی می کنه

بهونه گیری می کنه

پشت در خونه دل

یکی داره در می زنه

اون که داره در می زنه

با من یه عمر آشناست

اونکه همیشه با منه خاطره های کربلاست

خاطره هایی که دلو تا به ابد می لرزونه

هر موقع یادش می کنم

وجودمو می سوزونه

مگه می شه یادم بره

صحن ابوالفضل و حسین

نیمه شبای خلوتت میون بین الحرمین

نیمیره از یاد دلم عطر نجیب خاطرت

هنوز خراب و مست مست دیدن نهرالقمه

آهای آهای سینه زنا

دل منو جا نزارین

این بال و پر شکسترو اینجوری تنها نزارین

آخه چقدر جا بمونم از کاروان و قافله

بین من و حسین من باشه یه دنیا فاصله

دلم می خواد بازم بیام

تو قتلگاه داد بزنم

حسین حسین صدا کنم

اسمشو فریاد بزنم

عکس قشنگ گنبدش

همیشه ماهه برهمه

زیارتش یه حاجته کل شبای محرمه

آهای آهای سینه زنا

دل منو جا نزارین

 

 

+ نوشته شده در  85/11/08ساعت 16:55  توسط یکنفر شایدم دو نفر   |